تمام ندارد ظلم . هر نوعش را که بگویید در اینجا دیار مسلمانان نیک نهاد بارز
تر از هر جای دیگر دنیا یافت می شود . درمحیط کار ازشرکتهای خارجی که
همکنون بدبختانه ایرانی مدیرش میباشد تا هر جای دیگر .
گویا دردیار ما نیک نهادان ظلم نسل به نسل به مدعیان ناجی مظلومین به ارث
میرسد.
و مانده ام که چگونه می شود این چنین ظلمی پایدار بماند و ملتی را در برابر
اقلیتی بس اندک اسیر کند.
هزاران بار با خود اندیشیده ام که ریشه ظلم در چیست ؟ چگونه است که کودکی
قاتل وجانی نه به مفهوم عوام می شود و دیگری ازادی خواه . چه تفاوتی در
ذات این دو است !؟
اما بشنوید از داستان زندانی قصه ، که اکنون به گمانم 3 هفته شده است که در
بند است ، در بند و اسیر سگهایی که هیچ کس راتوانایی مهار انها را نیست .
در زندانهای ایران شما اجازه ملاقات را تازه اگر بتوانید و شخص اجازه ملاقات
داشته باشد هفته ای یک ربع از پشت شیشه و با تلفن دارید.
شما هرگز در شرایط عادی نخواهید توانست که حتی یک دستمال کاغذی به
زندانی بدهید که این مختص شماست اما در داخل تمام مواد مخدر با قمیتی حداقل
ده برابر بیرون یافت می شود و خیلی راحت حتی ادمهای پاک هم الوده می
شوند و بعد از این که شخص را الوده کردند و او محتاج شد حالا با ابزارهای
مختلف سراغ اذیت کردنش می روند از روحی و کتک زدن تا تجاوز جنسی به
مردان ، زنان که بدتر، تا تماسهای تلفنی با خانواده های زندانیان و تهدید انان .
این هم از اصلاح مجرمین ما . شما دکتر می روید ، مجنون باز می گردید و
تمام این مسائل می تواند در مدت یک ماه اتفاق بیافتد .
و اینجاست که باید پرسید مرگ بر ام... یعنی چه تا وقتی ره... هست
ره... دانا که جنون قدرت او را دیوانه کرده است و ضحاک این دوران شده
است . تکرار مکررات تاریخ و باز عبرت نگرفتن ضحاکان .
بدبخت جوانان این سرزمین نیک صورتان بد سیرت که اسیر بازیهای شوم این
ضحاکان شده اند .
فقط زندانی می داند که زندانی چه می گوید .