روح نامه
ساعت ٢:٤٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٤ بهمن ،۱۳٩٠  

خنجر زدن به روح سرگردان یک دیوانه فراری که تازه از اسایشگاه گریخته چه سودی به

 حال عاقلان  مستقر در طبیعت ازاد را دارد .

چرا همه از دیوانگان فراری اند . شاید حقایقی بدانند که این چنین روح شان سر به فرار 

می گذارد .

حتما حقیقتی تلخ انان را مجاب به دیوانگی می کند انقدر تلخ که ادمی تصمیم به ترک 

دنیای عقلا می کند و سختی راه دیوانگی را به جان می خرند .

چرا هیچ کس گریه دیوانه را جدی نمی گیرد . شاید او بتواند زلزله را حس کند . شاید او

بداند که قناری های همسایه چرا می میرند ، شاید از دل درد کودک یک ماه بفهمد که

دلتنگ مادرش شده است و شاید بداند که کلاغها چرا همهگی روی ان ساختمان بلند

نزدیک منکرات جمع می شود .

پس خنجر نزنید . شاید روزی شماهم دیوانه شدید ان وقت دوست دارید زخمی کاری

داشته باشید ؟